مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

172

الفاروق ( فارسي )

محمد بن مقاتل از خالد بن وليد ( ملقب به سيف الله ، شمشير خدا ) روايت مىكند : همراه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نزد ميمونه همسر رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم رفتيم ( ميمونه خاله خالد و ابن عباس است ) خواهر او از نجد برايش سوسمارى فرستاده بود كه آن را بريان كرده و جلوى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم گذاشت . حضرت معمولا از غذائى كه جلويش مىگذاشتند سؤال مىكرد ، و تا نمىپرسيد نمىخورد ، حضرت دستش را به طرف سوسمار دراز كرد كه يكى از حاضرين گفت ، به ايشان بگوئيد كه غذا چيست ، گفتند يا رسول الله ! سوسمار است ، حضرت دستش را كشيد ، خالد بن وليد عرض كرد : آيا سوسمار حرام است ؟ فرمود : نه ولى در منطقه ما سوسمار نبود تا ببينم كه دوست دارم يا نه ، خالد مىگويد : من آن را جلوى خودم كشيدم و خوردم حضرت تماشا مىكرد و چيزى نمىگفت . - بخارى ج 6 ص 202 مسلم بن ابراهيم . . . از ابن عباس روايت مىكند : خاله‌ام سوسمار و كشك و شير براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرستاد كه آن را سر سفره جلو حضرت گذاشتند ، چنانچه سوسمار حرام بود ، براى حضرت نمىآوردند . - بخارى ج 6 ص 231 موسى بن اسماعيل . . . از عبدالله بن دينار از ابن عمر ( پسر عمر ) روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : من سوسمار نمىخورم و حرام هم نمىكنم . عبدالله بن مسلمة . . . از خالد بن وليد . . . روايت مىكند : همراه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نزد ميمونه ( دختر حارث و همسر رسول خدا ( ص ) ) رفتيم ، ميمونه خاله خالد بن وليد است ، براى حضرت سوسمارى آوردند كه آن را خواهر ميمونه نوه دخترى دختر حارث از نجد فرستاده بود ، معمولا رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم تا نمىپرسيد از غذائى نمىخورد . . . تا آخر روايت . عبد بن حميد . . . از ابن عباس روايت مىكند : كه با رسول خدا صلى الله عليه در خانه ميمونه بوديم كه دو سوسمار بريان بعنوان غذا براى حضرت آوردند . . . تا آخر حديث . - بخارى ج 8 ص 158